تبليغاتX
... ما می گوییم
گاهی گمان نمیکنی و میشود                       گاهی نمیشود که نمیشود

گاهی هزار دوره دعا بی استجابت است      گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود

گاهی گدای گدایی و بخت نیست              گاهی تمام شهر گدای تو میشود

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 9:54  توسط فاطمه  | 

دستشوییشو  میره توی چاهک حموم انجام میده.


CG Uploader


+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 23:43  توسط فاطمه  | 

به نور نگاه کن،سایه ها پشت سرت خواهند بود.

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 23:14  توسط فاطمه  | 

دنیا با او بهتر از بهشت بدون او است.


هر جا که او بود بهشت بود.

(نوشته مارک تواین.از خاطرات آدم و حوا)

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 1:58  توسط فاطمه  | 

دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:20  توسط فاطمه  | 

ادامه عکس ها را هم ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:35  توسط فاطمه  | 

عینک نمی زد که نگن عینکی.

یه روز چاله جلو چشمش رو ندید و زمین خورد

از اون روز به بعد

چلاق صدایش می کردند.


عملیات

یه بار دیگه نقشه رو مرور کرد

منتظر فرصت مناسب بود

دیگه موقع عملی کردنش بود.

حرکت کرد و آروم آروم

از بین چند تا مانع رد شد

کسی نبود بالاخره رسید

تا دستشو دراز کرد

>اون سیب زمینی ها ماله شامه...

ناخنک نزن بچه

عملیات لو رفته بود.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 9:51  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 23:45  توسط   | 

در نظر آنان که پرواز را نمی فهمند ،تو هرچه قدر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد.

(جمله از این وبلاگ می باشد.)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 2:40  توسط   | 

ماهواره امید:الان من باید چیکار کنم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 2:6  توسط   |