این شعر یکی از ترانه های «علیرضا عصار» است (که بدون پخش کردن صدای خواننده، از آهنگ آن برای موسیقی بعضی برنامه های تلویزیون استفاده میشه).
باز بوی باورم خاکستریست
صفحه های دفترم خاکستریست
پیش از اینها حال دیگر داشتم
هر چه می گفتند باور داشتم
پیرها زهر هلاهل خورده اند
عشق ورزان مهر باطل خورده اند
باز هم بحث عقیل و مرتضی ست
آهن تفدیده مولا کجاست
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
دست ها را باز در شبهای سرد
ها کنید ای کودکان دوره گرد
مژدگانی ای خیابان خوابها
می رسد ته مانده بشقابها
در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز
سر به لاک خویش بردید ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها
من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیواره
با خودم گفتم تو عاشق نیستی
آگه از سر شقایق نیستی
غرق در دریا شدن کار تو نیست
شیعه مولا شدن کار تو نیست
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 13:7 توسط فاطمه
|
آقا یا خانمی که خودشون رو «یک وطن پرست واقعی» معرفی کردن:
همین که آیه های ننگ بار عربی رو به زبون میاری خیانکاری به وطنت و تاریخت و فرهنگت...
کدوم خلیج فارس؟؟؟
وقتی برای خودت ورد های عربی زمزمه میکنی توقع داری همه چیز فارسی باشه؟؟؟
خب معلومه ریده میشه به زبون و فرهنگ فارسی....
ببین...بذار آب پاکی رو بریزم رو دستت :
تا
وقتی ورد های کثیف عربی تو دهن خیانتکارهایی مثل تو میچرخه هیچ خبری از
خلیج فارس و زبان فارسی و فرهنگ فارسی و تاریخ کهن فارسی
نیست...فهمیدی؟؟؟...نیست...
من برای حرفهام دلیل و مدرک دارم...
اگر
تو و رفیقات اهل منطق هستین تو این وبلاگ برین و واقعیات ننگ آور دین
اسلام رو بخونین...اگر آگاه شدین و واقعیات رو قبول کردین و از این دین
دست بر داشتین اون موقع یه امیدی هست که امثال تو هم دست از این ورد های
کثیف عربی وردارن و وقتی کثیف کاری های این دین برای ملت ما آشکار بشه راه
فرهنگ و آزادی و ... برای ما باز میشه اما اگر اهل منطق نیستی و فقط بلدی
دلا راست بشی و ورد هایی به زبون بیاری که معنیشو خودتم نمیدونی پس دهنتو
ببند و از خلیج فارس حرف نزن....خلیج عربی....فقط خلیج عربی...تا وقتی ما
مسلمون هستیم فقط حلیج عربی....
جواب من:
توهین هایی که به من کردین همه رو نادیده می گیرم، اما من میدونم که شما عقلتون رو دادید دست دیگران.
میدونم از نظر شما هرچی مربوط به آمریکا و اروپا باشه بهترینه و مردم این منطقه ها انسانهایی بی گناه، پاک و کاملا پیشرفته هستند. شما یاد گرفتن زبانهای غربی رو تحسین می کنید. این خیلی خوبه که آدم بلد باشه به زبانهای مختلفی صحبت کنه، اما عربی هم یک زبانه!
زبان عربی و اسلام فرهنگ مارو نابود می کنه، اما بقیه ی زبانها هییییییچ لطمه ای نمی زنه.اعتقاد شما اینه دیگه!نیست؟
البته بیشتر عربها جاهلند، ولی این دلیل نمیشه که اسلام دین جاهلیت باشه، شما افراطی هستید ،تحقیقات کمی می کنید و کمتر «خودتون» فکر می کنید.قبل از اینکه در مورد دو چیز قضاوت کنید باید در مورد هردو به اندازه کافی مطالعه کنید، و بعد خودتون تصمیم بگیرید کدوم بهتره، شما فقط از انسانهایی پیروی می کنید که به نفع خودشون روی ذهن شما کار می کنند. من هم قبلا عقاید شما رو داشتم و شدیدتر اما با فکر کردن و مطالعه فهمیدم که در چیزی تعادل خوبه.نه امل و حزب اللهی بودن خوبه نه کافر شدن!
چرا از تجربه گذشتگان استفاده نمی کنید، ممکن زمانی به حقیقتها برسید که خیلی دیر شده باشه.
عربی زبان منتخب خدا بوده، و اینکه خدا از ما میخواد مثلا نماز رو به عربی بخونیم درخواست بزرگی نیست در برابر همه ی چیزهایی که به ما داده، مثلا خودتون رو با آدمهای معلول مقایسه کنید، یا آدمهایی که شرایط استفاده از اینترنت یا آموختن سواد رو به خاطر مشکلات اقتصادی ندارن، ببینید خدا چه لطفی به شما کرده.
فکر کنید حرفهایی رو که در مورد دین خدا زدید، به کس دیگه ای گفته بودید که زندگیتون دست اون بود.
خدا رو با همه ی نعمتهایی که به شما داده و نظر خودتون در مورد اسلام تصور کنید، خدا قدرت داره که در یک لحظه طوری شما رو بدبخت کنه که روزی هزار بار آرزوی مردن کنید.اما خدا به قدری مهربونه که اینکار رو نمیکنه و به شما فرصت فکر کردن می ده ،خدا شما رو دوست داره و به این امید داره که شما خودتون تصمیم بگیرید، خدا به شما به اندازه ی بقیه آدمها عزت داده، هیچکس نمیتونه بگه که از شما بهتره و شما باید به ساز اون برقصید.
اگه شما این همه اشکال در اسلام می بینید به خاطر اینکه اسلام رو اشتباه به ما معرفی کردن، شما باید خودتون این دین و خدا رو درک کنید.من حتی فکر می کنم، که بعضی ها به نفع خودشون اسلام رو تغییر هم دادن. اگه اینترنت ما فیلتره و فیلمهای ما پر از سانسور، تقصیر خدا و اسلام نیست.چون خدا میخواد که خود شما تصمیم بگیرید و انتخاب کنید.خودخواهی سیاستمدارها رو به گردن خدا نندازید.
جدا از محدودیت هایی که ما داریم، دلایل مهمتری که ما ایرانی ها موفق نمیشیم، اینه که همت نداریم، به فکر خودمونیم و با هم همکاری نمی کنیم.ما فقط بلدیم بگیم که ایران در گذشته پیشرفته بود، ما در حال زندگی می کنیم و باید خودمون تلاش کنیم تا به موفقیت برسیم،کوروش و داریوش و... سالها پیش مردند و نمیتونند کاری برای ما بکنند، پیشرفت که خود به خود به وجود نمی آد ،ما باید فعال بشیم و خودخواهی رو کنار بذاریم. تلاش یک نفر ما کافی نیست ،ما انسانیم و میتونیم زبان هم رو بفهمیم باید به هم کمک کنیم نه اینکه با هم دشمن باشیم.
اون چیزهایی که درباره ی اسلام و ایران شما رو رنج میده، برای من هم رنج آوره. من هم از عربها متنفرم ولی اینکه پیامبر عرب بوده دلیل جاهلیت اون نیست. اگه یک خط از کتاب نهج البلاغه رو بخونید، به حکمت و دانایی فرستاده های خدا پی می برید. خدا که دشمن ما نیست که بخواد بیچاره مون کنه. ما فقط باید درست فکر کنیم.
ازتون خواهش می کنم برای چند دقیقه خودتون فکر کنید، شما که به اندازه ی همه ی انسانها بزرگ هستید.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 18:34 توسط فاطمه
|
در این پست شما با آسان ترین راه از بین بردن کرم کدو را می خوانید.این درمان با چای شیرین وبیسکویت و در 2 روز انجام می شود که در ادامه مطلب آن را می خوانید:
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 10:50 توسط
|
اگر ((افتادیم))،به خاطر این است که از اصل خود ((دور افتادیم)).
این(( شخص ))است که سازنده ((شخصیت)) است.
احتیاج به ((بلند مرتبه سازی ))در خود داریم.
(علی درویش)
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 10:21 توسط
|
آیا همه ی شما قبول دارید که خلیجی به نام خلیج عرب وجود نداره، و خلیج جنوب ایران همیشه فارس بوده و خواهد بود؟
آیا می دونید سیاست جدید آمریکا برای نابود کردن کشورمون، نابود کردن فرهنگ و زبان ماست و کار جدیدی که به رهبری سیاستمدارهای آمریکایی در حال انجامه، باب کردن اسم خلیج عرب به جای خلیج فارسه؟
و آیا میدونستید که اونا از طریق اینترنت حمله به مارو شروع کردن؟ گوگل ارث به تازگی نام جعلی خلیج فارس رو به نقشه اضافه کرده؟
اگه نسبت به این اقدام اعتراض دارید، میتونید این فرم رو که اعتراض همه ی ایرانی ها رو بیان میکنه امضا کنید.هدف اینه که تعداد امضاها رو به یک میلیون (1000000) برسونیم.
http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.htmlلطفا این آدرس رو به هر ایرانی ای میشناسید هم بدید تا اونا هم امضا کنند.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 1:39 توسط فاطمه
|
یک تاجر مالزیایی در عرض 3دقیقه از طریق پیام کوتاه تلفن همراه هر دو زن خود را طلاق داد.
روسلان نجاح 44 ساله گفته که طلاق آنان در پی در خواست همسرانش بوده وی از قبل رسانه ها را از تصمیم خود آگاه کرده ودرجلو دادگاه خانواده هر دو زن خود رااز طریق پیام کوتاه طلاق داد.نجاح اعلام کرد که هردو زنش با یکدیگر بسیار صمیمی ودوست بودند واصلا تصور نمی کرده که همزمان تقاضای طلاق کنند این مرد ابتدا زن اول خودرا که 42 سال وبعد زن دوم را که 35 سال داشت ، از طریق پیام کوتاه به رییس دادگاه ،طلاق داد.
به گفته قاضی این پرونده،این اولین مورد است که یک مرد با پیام کوتاه هردو همسر خود را همزمان طلاق می دهد.همسر اول این مرد4 فرزند 9تا22 ساله داردوهمسر دوم وی صاحب دو فرزند 6و10 ساله است.
***********
6 نفر به فرزندان طلاق اضافه شد.
وقتی که عقد با
یاهو مسنجر باشه ،طلاق هم با پیام کوتاه انجام میشه.!! تکنولوژی چه قدر پیشرفت کرده!!!!!!!!
یادم باشه اگه آقامون یه وقت خواست طلاقم بده بگم فقط با پیام کوتاه،اینجوری وقت آدم گرفته نمیشه.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 9:55 توسط
|
گاهی آنقدر در زندگی غرق می شویم،که از یاد خدا غافل می شویم .اما خداوند آنقدر مهربان است که فرموده:
نحن اقرب من حبل الورید.ما از رگ گردن به شما نزدیک تریم.
اگراین آیه زیبا را همیشه به یاد داشته باشیم،با مشکلات بهتر می توانیم برخورد کنیم.چون می دانیم ،قدرت بزرگی پشتیبان ماست.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 20:20 توسط
|
پسرک از داشتن پرتقال خوشحال بود چون تا حالا پرتقال ندیده بود...
پرتقال ،کوچک وخشک وبد مزه بود اما پسرک تا به حال پرتقال ندیده بود...
پرتقال از دیدن پسرک خوشحال بودچون تا به حال کسی اون رو پرتقال ندیده بود...
......
بیچاره پسرک که طعم حقیقی پرتقال گندیده رو هم-حتی-نچشید چون پرتقال رو با پوست گاز زده بود.آخه پسرک تا به حال پرتقال ندیده بود.
(چهار دیواری .روزنامه جام جم)
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:0 توسط
|
یک روز یک بچه پشه به مامانش میگه: اجازه میدی با آدمها بازی کنم
مامانش میگه : نه خیلی خطرناکه , می کشنت
بچه پشه می گه: کجاش خطر ناکه می دونی اونها چقدر من رو دوست دارن تازه اونها واسم دست هم می زنن
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 20:37 توسط
|
ای میوه خوشبختی که لفافی از لذت دورت پیچیده است،می دانم که باید خودت را واگذاری تابتوانی جوانه بزنی .پس باید بمیرد!باید این شیرینی پیرامون تو بمیرد.این گوشت پر مایه خوش طعم و شهد آلود،باید بمیرد!زیرا که از آن زمین است .باید بمیرد تا تو زندگی کنی.می دانم که ((اگر میوه نمیرد، تنها می ماند.))
آه پروردگارا! کاری کن که برای مردن منتظر مرگ نمانم.
در چشم پوشی از خویشتن است که هر فضیلتی به کمال می رسد.نهایت آب داری وشیرینی میوه ،در گرو جوانه زدن وسبز شدن اوست.
(مائده های تازه .آندره ژید)
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 3:2 توسط
|
برآ ای آفتاب صبح امید که در دام شب هجران اسیرم
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 0:26 توسط
به این نتیجه رسیده ایم که آدم با پول حلال پولدار نمی شود .یا باید حق کسی را بخورد یا کم فرو شی کند ،یاگران فروشی و خیلی کار های دیگر.وراههای زیادی برای پولدار شدن هست.
آدمهای پولداری که از راه حلال پول به دست آورده اند بسیار کم هستند.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 9:54 توسط
|
دیروز آقای احمدی نژاد در سخنرانی خود به وزیر مسکن دستور دادند که فکری به حال مسکن خصوصا تهران بیندیشند.!!
البته ما که در شهرستان زندگی می کنیم چنین مشکلاتی نداریم وهمه چیز ارزان است.گاهی وقتها هم مجانی است .چون در پیشانی ما (ماه )دیده اند.بیچاره تهرانی ها!!!
ایشان گفتند که یک زوج با حقوق ماهی 300-350 هزار تومان،وپرداخت 150 هزار تومان اجاره و6میلیون تومان رهن چگونه از پس زندگی وهزینه اجاره خانه بر می آیند؟
نمی دانم چه طور شده که آقای احمدی نژاد دل به فکر برده اند که جوانان هم دوست دارند زندگی کنند واین سوال را از مردم حاضر در جلسه می پرسیدند که چرا چنین است؟یعنی برای گرانی ها مردم باید پاسخگو باشند؟
فکر کنم آقای احمدی نژاد دیگر از سفر کردن خسته شدند که این حرفها را می زنند.یا اینکه قصد دارند دخترشان را به خانه بخت بفرستندو حالا از قیمت مسکن خبر دار شده اند.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 9:46 توسط
|
بعضی چیزا رو نمیشه با بعضی چیزای دیگر عوض کرد واصلن جای یکدیگر رو نمی گیرن.مثلن من هنوز نتونستم با کتابای الکترونیکی رابطه بر قرار کنم .کتاب خوندن یک کار خوب ویک لذت قشنگه .اما وقتی که از توی کتاب واقعی بخونی .از روی کتاب واقعی این مزیت رو داره که مثلن می تونی دراز بکشی و کتاب بخونی .مهم تر اینکه کاغذ رو لمس کنی ،بوی کاغذ رو استشمام کنی ،این کارا به کتاب خوندن لذت بیشتری میده . اما کتاب خوندن توی کامپیوتر ، چشماتو که کور می کنه ،قوز دار هم که میشی،تازه فقط می تونی مثل مجسمه بشینی وبعدش دست وپاهاتم خشک می شوند.اما اینو قبول دارم که بعضی کتابا توی کتابخونه پیدا نمیشه وباید کوری ومجسمه بودن را تحمل کرد.
البته این نظر منه .شمارو نمی دونم
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 10:32 توسط
|
آرامشمان را فدا می کنیم ،برای فراهم کردن وسایل آرامش!!!!. اما باز هم به آرامش نمی رسیم ودنبال آرامش می گردیم.
یکی دیگر از کارهای عجیب انسان.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 9:14 توسط
|
اعمال ما وابسته به ماست.همچون پرتو فسفر به فسفر،راست است که درخشش وشکوه ما از این اعمال است.اما این امر صورت نمی گیرد ،مگر به بهای فرسایش ما.
(مائده های زمینی.آندره ژید)
دوست عزیز ومحترمی (رهگذر )در موردمطلب بالا نظر خوبی داده بودند که آن را می نویسم:
فرسایش ما امری است ناگزیر. چه تابش و درخششی داشته باشیم و چه چون سنگی
سیاه حداکثر بتونیم شاهد و جاذب درخشش دیگران باشیم. فرسایشی که در انفعال
رخ می ده، شاید بدترین نوع فرسایش باشه. چون فعل و عمل خود باعث تازه
نگهداشتن ذهن و جسم می شه.
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:21 توسط
|
حضرت علی می فرماید:
سخن در بند توست،تا آن را نگفته باشی،وچون گفتی،تودر بند آنی،پس زبانت را نگهدار چنانکه طلا ونقره را نگه می داری، زیرا چه بسا سخنی که نعمتی را طرد یا نعمتی را جلب کرد.
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:57 توسط
|
همه از قبل از سال جدید خانه تکانی می کنند.من هم کمی خانه تکانی کردم،اما هنوز مغز تکانی نکرده ام.دور مغزم را غبار گرفته است.باید مثل یک فرش به بیرون ببرم واونقدر با چوب بزنم تا گرد وغبارش گرفته بشه بعد خوب بشورمش.مغزم مثل زمینی می مونه که علفهای هرز اومدن و از رشد گیاهان مفید جلوگیری می کنن.باید برم این زمین رو وجین کنم ،تا گیاها بتونن خوب رشد کنن.مغزم مثل موی شونه نکرده می مونه که موها توی گره افتادن.بایدبشینم وقشنگ اونا رو شونه کنم.تازگی ها از داخل مغزم همهمش صدای (ززز)می یاد ،باید منبع این صدا را پیدا کنم و صداشو را قطع کنم .چون بد جوری داره اذیت می کنه.مغزم مثل یک قفسه کتاب در هم ریخته می مونه باید کتابا رو مرتب کنم وچند تا کتاب خوب داخل قفسه هاش بچینم.با این کارا کمی جای مغزم باز تر میشه وامید وارم بتونه کمی فکر کنه وتصمیم به خوب شدن وفعال شدن بگیره.البته منم کمکش می کنم اون فقط باید خودش بخواد و اراده داشته باشه.براش آرزوی موفقیت می کنم.
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 10:17 توسط
|
:مامان!منم کاملیا می خوام.
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 2:28 توسط
|
خرس مادر: ای بچه ی کم تربیت!
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 21:19 توسط فاطمه
|