امروز مابه مدرسه رفتیم وبا گربه برگشتیم .
امروز بعد از امتحان با سارا خانم بودیم وقصد داشتیم از عرض خیابان رد شویم،
(خیلی نااااااااااااااااااااااااااااااااااااازززززززززه) که گربه بسیار کوچکی را دیدیم وسط خیابان، که حتی به سختی راه می رفت و وسط پارچه ای قرار داشت. لاغر بود و همانجا وسط خیابان وممکن بود له بشود . ما هم که این را دیدیم سریع از وسط خیابان جمش کردیم .در راه ،هم مدرسه ای هایم به قدری غولانه نازش می کردند که سرش تو قنداق فرو می رفت و به شدت پریشان حال می شد (ناااااااازززززززززه )مام که این را دیدیم، نذاشتیم انگشت بهش بخورد. در مورد قنداق در جایی که خلوت و غیره بود، نشستیم و با همان پارچه قنداقش کردیم تا به در خانه رسدیم .دم در خانه بعد از زدن زنگ ناز ش می کردیم .بشدت آرام بود وپس از چند ثانیه سرش را بالا آورد و توی چشمهایمان نگاه کرد مثل گربه شرک . و ما بعد از سالها یک با ر احساساتی شدیم. (همه مطلب را برای این تیکه که خواندید نوشتم) بعد با اصرار مجوز گرفیتم مدتی سر پناه داشته باشد تا زمانی که بزرگتر شد و غیره . خییییییییییلللیییییییی گشنه بو د و خییییییییییلللییییییی نازه ودر حال حاضر با محل زندگی جدیدش آشناشده .
او وقتی تو ی حیاط تنها است میو میو راه می اندازد.
وقتی از پیشش می رویم می آید دم در و تا در را باز می کنی خودش را می اندازد داخل خانه .
ومن را از همه بیشتر دوست دارد .
((و ما حافظ و سر پناه حیوانات بی سر پناهیم .))
و از همه مهم تر به جعبه سر بزنید.
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:36 توسط
|
با هر تو و من ، مایه های ما شدن
نیست
هر رود را اهلیت دریا شدن نیست
از قیس مجنون ساختن شرط است اگر نه
زن نیست اندیشه ی لیلا شدن نیست
باید سرشت باد جز غارت نباشد
تا سرنوشت باغ جز یغما شدن نیست
در هر درخت اینجا صلیبی خفته ، اما
با هر جنین ، جانمایه عیسی شدن نیست
وقتی که رودش زاد و کوهش پرورش داد
طفل هنر را چاره جز نیما شدن نیست
با ریشه ها در خک ، بی چشمی به افلک
این تک ها را حسرت طوبی شدن نیست
ایا چه توفانی است آن بالا که دیگر
با هر که افتاد ، اشتیاق پا شدن نیست
سیب و فریب ؟ آری بده . آدم نصیبش
از سفره ی حوا به جز اغوا شدن نیست
وقتی تو رویا روی اینان می نشینی
ایینه ها را چاره جز زیبا شدن نیست
آنجا که انشا از من ، املا از تو باشد
راهی برای شعر جز شیوا شدن نیست .
(حسین منزوی)
وبلاگ ((جعبه))با موضوع ویروس نیوتن به روز می باشد.
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 15:4 توسط
|
هرچه پولدار تر ،خسیس تر !
هرچه فقیر تر ،بخشنده تر!
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 9:53 توسط
|
الهی! ناز بر تو کنم واز تو به تو رسم.
(بایزید بسطامی)
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 9:52 توسط
|
((گویند شخصی از بینوایی در فصل زمستان دراعه ای کتان وجامه ی بلند کتانی ،یکتا پوشیده بود. در این حین خرسی را سیل از کوهستان در ربوده بود سرش در آب پنهان ،کودکان که پشت خرس را دیدند به شخص گفتند : اینک پوستینی در جوی افتاده است وتو را سرماست ، آن را بگیر . مرد از غایت احتیاج و سرما در جست که پوستین را بگیرد . خرس تیز چنگال در وی زد .مرد در آب گرفتار خرس شد .کودکان بانگ می داشتند که که پوستین را بیاور واگر نمی توانی آن را رها کن و بیا .
مرد گفت : من پوستین را رها می کنم ، پوستین مرا رها نمی کند.!))
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:3 توسط
|
الهی آفریدی رایگان و روزی دادی رایگان ،بیامرز رایگان که تو خدایی نه بازرگان.
( خواجه عبداا... انصاری )
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:31 توسط
|
1- :این وبلاگ نویسی هم کاری بود که یاد ننه ت دادی!!!من زن معتاد نمی خوام.
------------------------------------------
2- برادرمان: به دانش آموزان می گفتم اگر رییس جمهور به ملت خدمت می کند یک چوپون هم به ملت خدمت می کند،واز بس از این حرفا سر کلاس زدم،دانش آموزانم میگن آقا تو برو کاندید شو ما میام بهت رای میدیم .اما من گفتم هنوز کاندید نمیشم چون هنوز شماها به سن رای نرسیدین.
الانم دارم برای چشم انداز بیستم روی طرحی که چطوری مردم فقیر نباشند وحق مساوی داشته باشند کار می کنم .روی ادامه طرح وصل کردن خلیج فارس به دریای خزر هم کار می کنم تا آب و هوا خوب بشه.ومردم وضعشون بهتر بشه .چون روی اقتصاد تاثیر خوبی داره.
همسرمان:تو خوب روی طرحات مطالعه کن،بعدن بده تا من بدم اجراش کنن .البته منم طرحهایی دارم.
من :در باره بیمه زنان خانه دار طرحی نداری؟امیدوارم طرحت از وسط خونه ما رد نشه!!!
برادر: باید واسه تو هم یک فکری بکنم.
--------------
3-وقتی انها به حمام می روند وحوله می خواهند:
نسرین:حووووووووو -له!(با دوبخش خوانده شود)
نرگس:میشه حوله بیاری؟
همسر:سوت .سوت.(در صورت دیر بردن،تکرار می شود.)
خودم:همیشه همراهم می برم.
(ممکنه این مطالب حذف بشه.)
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:18 توسط
|
آدم ها
از کاه مترسک می سازند
و
کلاغ ها
از مترسک آدم...
این هر دو
مرتکب یک اشتباه می شوند.
(این شعر از وبلاگ این
دوست رو نوشت شده است.)
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 10:26 توسط
|
اگر برای بدست آوردن پول مجبوری دروغ بگویی و فریبکاری کنی فقیر وتهی دست بمان.
اگر برا ی بدست آوردن جاه ومقامی باید چاپلوسی وتملق بگویی از آن چشم بپوش.
اگر برای آنکه مشهور شوی مجبور می شوی مانند دیگران خیانت کنی در گمنامی زندگی کن بگذار دیگران در چشم تو با دروغ وفریب ثروتمند شوند.با تملق و چاپلوسی شغلهای بزرگی را بدست آورند وبا خیانت ونادرستی شهرت پیدا کنند.
تو گمنام و تهیدست و قانع باش.زیرا اگر چنین کنی تو سرمایه ای را که آنها از دست داده اند بدست آورده ای وآن شرافت است.
(دکتر علی شریعتی )
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 8:51 توسط
|
از دوستان عزیز وگرامی خواهش می کنم هر کتابی رو که خونده اید وخوب بوده ، معرفی کنید تا ما ودوستان دیگر مان هم استفاده کنند.
این هم وبلاگ دوست گرامی
چهار ستاره مانده به صبح که به معرفی کتابها می پردازد.
در صورت تمایل به وبلاگ
(گوناگون)دخترمان هم سری بزنید حاوی مطالب خوبی است.
با تشکر .
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:42 توسط
|
جهان
جای عجیبی است
اینجا
هرکس شلیک می کند
خودش کشته می شود.
(رسول یونان)
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:26 توسط
|
تو شگفت انگیزی ،سزاوار ودوست داشتنی
این همه را قدر بدان.
نه کسی هرگز چون تو بوده ونه کسی چون تو خواهد بود.
تو یگانه ای وبدیع
وهرآن چه که از تو چنین موجود بی همتایی ساخته،در خور عشق است و تحسین.
(پیتر مک ویلیامز)
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 9:26 توسط
|
بزرگی پروردگار در جانت،پدیده ها را در چشمت کوچک می نمایاند.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 8:49 توسط
|
شناخت خود حکمت است و از یاد بردن خود بلاهت.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 8:40 توسط
|
من زمانی دراز در سیرک زیسته ام وهمیشه ودر هر لحظه،به خاطر بند بازانی که بر ریسمانی بس نازک راه می روند ،نگران بوده ام.اما حقیقت را با تو بگویم دخترم،مردمان، روی زمین استوار،بیشتر از بند بازان روی ریسمان نا استوار سقوط می کنند.
(قسمتی از نامه چارلی چاپلین به دخترش)
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 8:33 توسط
|
نمی دانیم آن خانمک قرشمار چه چیزی در وجود ما دید ،که به ما گفت:بیا خرید کن مادمازل!!!!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 1:25 توسط
|
دنیا به صورت زنی کبود چشم برای مسیح (ع)تجسم یافت.
عیسی (ع)از او پرسید:((چند همسر گزیده ای ؟))
زن گفت:((فراوان))
عیسی ((ع))فرمود:((همه طلاقت دادند؟))
گفت :((نه،همه را کشتم!))
مسیح فرمود:((وای برشوهران زنده ات که چگونه از گذشته ها عبرت نمی گیرند.))
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 7:47 توسط
|
دلم رمیده شد وغافلم من درویش که آن شکاری سر گشته را چه آمد پیش
چوبید بر سر ایمان خویش می لرزم که دل به دست کمان ابرویی است کافر کیش
خیال حوصله بحر می پزد هیهات چه هاست در سر این قطره ی محال اندیش
به نازم آن مژه ی شوخ عافیت کش را که موج می زندش آب نوش بر سر نیش
ز آستین طبیبان هزار خون بـــه چکد گرم به تجربه دستی نهند بر دل ریش
به کوی میکده گریان وسر فگنده روم چرا که شرم همی آیدم ز حاصل خویش
نه عمر خضر بماند ،نه ملک اسکندر نزاع بر ســـــــر دنیای دون مــکن درویش
بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ
خزانه یی به کف آور ز گنج قارون بـــیش
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:29 توسط
|
در پی اصرار مکرر دوستان وکودک درونمون تصمیم گرفتیم کمی لطیفه بنوبسیم
.ممکنه تکراری هم باشه .اما مگه ما از تلوزیون کمتریم که هی فیلم تکراری
نشون میدن و خجالت نمیکشن؟
حالا میریم که داشته باشیم .
1-یه روز یه جوجه میره مغازه ،میگه آدامس بدین .مغازه دار یه آدامس شیک
براش میاره، جوجه میگه : نه نمی خوام ،از ازون آدامسایی بدین که عکس بابام
روشه.
2-میدونید سیاه پوستا به جوراب سیاه چی میگن؟جوراب رنگ پا.!!!
3-دکتر:آقا کجای بدنتان درد می کند؟
معلم جغرافی:سمت شمال غربی بدنم!
4-معلم:احمد با (ماهی ) یک جمله بساز .
:آقا اجازه!من ماهی دوبار حمام می روم!
5-بچه:مامان ،برای من یک لیوان آب بیار.
مادر:بگیر بخواب بچه،تا نیومدم بزنمت!
بچه:پس هروقت اومدی منو بزنی،یه لیوان آب هم بیار!
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:30 توسط
|
شدیدا توصیه می کنم قدر همسراتونو بدونین.همسر رفیق اول وآخرمونه.ما آدما بیشتر مواقع بچه هامونو بیشتر از همسرمون دوست داریم،وحتی گاهی باعث میشویم همسر به بچه حسودی کنه.اگر همسر نبود پس بچه ای هم در کار نبود.به این خاطر میگم با همسر تا می تونید مهربون باشید،چون بچه ها همه ازدواج می کنند ودنبال کار خودشون میروند اما دوباره زن وشوهر همدم وپرستار هم میشوند .با این مقدمه میرویم سر موضوع اصلی
نمیدونم حکمت خدا در چی بود که ازون زن وشوهر مسنی که با هم زندگی می کردند ،خانم که نمی تونست از جا حرکت کنه ودستشویی بره،ومحتا ج کمک وپرستار بود ،زنده باشه ومرد که پرستار خانمش بود وسالم .از این دنیا بره.
موقعی که میخوای خونه بخت بری ،با ماشین دورت می زنند،موقعی هم که میمیری، بازم دور شهر دور می زنند. توی دور زدن عروسی برات آهنگ شاد می ذارن،توی دور رفتن به اون دنیا برات قرآن میذارن.توی فیلمی می گفت:مردن هم یه جور رفتن به خونه بخته.
(گاهی لازمه سوره شمس رو با صدای استاد عبدالباسط گوش کنیم و نفوذ صداشو توی سلولهای بدنمو ن حس کنیم.)
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:53 توسط
|
اگر روزی ،دشمن پیدا کردی ،بدان در رسیدن به هدفت،موفق بودی .
اگر روزی، تهدیدت کردند،بدان که در برابرت ناتوانند.
اگر روزی ،ترکت کردند ،بدان که با تو بودن،لیاقت می خواهد.
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:50 توسط
|
بیشتر ترجیح می دهیم مهمان باشیم تا میزبان،زیرا این طوری راحت تریم.بهمان بیشتر خوش میگذرد .مهمان مزاحم است وما کمی اذیت می شویم.واز ترس بچه هایشان باید هاونمان را هم به میخ آویزان کنیم.
اما ما که مهمانی می رویم،ومی گوییم ببخشید مزاحم شدیم.انها می گویند ،شما مراحمید.خودشان گفتند دیگر.!!!

(جای مادر هایمان هم خالی نباشد،به سفر حج رفته اند.دیروز بسیار ناراحت ونگران بودم.اما امروز بهترم .جایشان خیلی خالی است.از دو طرف سوغاتی داریم،مادر من ومادر همسر.)
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:19 توسط
|
خداوند بی نهایت است ولامکان وبی زمان
اما به قدر فهم تو ،کوچک می شود
وبه قدر نیاز تو،فرود می آید
و به قدر آرزوی تو ،گستر ده می شود
و به قدر ایمان تو ،کار گشا می شود
یتیمان را پدر می شود ومادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
نا امیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را ...
به شرط اعتقاد،به شرط پاکی دل،به شرط طهارت روح،به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.
بشویید قلب هایتان را ازهر احساس ناروا
ومغز هایتان را از هر اندیشه ی خلاف
وزبانهایتان را از هر گفتار ناپاک
و دستهایتان را از هر آلودگی در بازار
وبپرهیزید از نا جوان مردی ها،ناراستی ها،نا مردی ها...
چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک وتکه ای نان می نشیند
در دکان شما،کفه های ترازویتان را میزان می کند
ودر کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند.
مگر از خدا چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟
(ملا صدرا)
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:14 توسط
|
دوشنبه 9 ارديبهشت مصادف با 28 آوريل، شبكههاي خبري
در سراسر جهان خبر جنايتي را منتشر كردند كه سروصداي زيادي راه انداخت و
تاثر و تاسف جهانيان را درپي داشت. خبر اين بود: «نجات زني 42 ساله كه 24
سال زنداني پدر بود و از سوي وي مورد تجاوز قرار ميگرفت.»
«اليزابت» از 11 سالگي مورد تجاوز پدرش «جوزف» قرار ميگيرد. جوزف از
18 سالگي وي را در خانه و دور از چشم ديگران زنداني كرده و مورد تجاوز
قرار ميدهد؛ به طوري كه اليزابت از وي صاحب 7 فرزند ميشود كه يكي از
آنها مدت كوتاهي پس از تولد جان خود را از دست ميدهد. اما 6 فرزند ديگر
او يعني 3 پسر و 3 دختر هم اكنون زنده هستند و در بدترين شرايط روحي به سر
ميبرند.
اینجا واینجا واینجا و همچنین اینجا را بخوانید.
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 3:58 توسط
|
ای عیسی!چه قدر چشم انتظار بمانم وبندگانم به دامنم باز نگردند.
یک قدم بیایند تاببینند ما چه ها می کنیم.
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:50 توسط
|
من از خیلی از سیاستمدارای ایران متنفرم.اما دلایلی زیادی ندارم که از خامنه ای بدم میاد، چون تو کشور یه نقش دکوری داره!
تنها کارایی که اون میکنه اینا هستند:
1-سخنرانی
2-سفر
3-نامگذاری سال
----------------------------------------------------
تولد بوآنا رو هم تبریک می گم!
------------
این پست رو ایجاد کردم تا بگم زنده م.
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:26 توسط فاطمه
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:42 توسط
|
الهی به زیبایی سادگی!
به والایی اوج افتادگی!
رهایم مکن جز به بند غمت،
اسیرم مکن جز به آزادگی!
(قیصر امین پور)
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:24 توسط
|
کافیست که ما کولر مان را روبراه کنیم،هوا سرد می شود.عکس همین ماجرا را در زمستان داریم.!!!!
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 20:43 توسط
|
به سارا خانم گل گلاب گفتم به جان خودم نه به جان این زن که الان از کنار ما رد شد نه وسا را خانم که بسیار جدی است از خنده غش نمودند . و غیره
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 20:18 توسط
|
خداوند می فرماید:
آشیان من در انحنای دلهای شکسته است.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 9:35 توسط
|
بعضی از ما آدما مثل این پرنده هستیم ،در خیال خود زندگی می کنیم واز دنیای اطراف بی خبریم.ودیگران از این سادگی و بی خبری ما استفاده می کنند .
کاش نه مثل اون پرنده باشیم ،نه مثل اون مار.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 9:7 توسط
|
چهارشنبه شب تکرار سریال بیداری را نشان داد. ولی چون ما مطالب را دیر می گیریم نفهمیدیم آخر این سریال چه شد وکی مرد وکی بیدار شد.حالا اگر کسی می داند ،لطفا به ما تفهیم کند .

با تشکر.
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:56 توسط
|
گاوهای فربه
خنجر از پهلوی چربشان می خورند
ودرختان
تبر از قامت راستشان
اما من
موریانه ای هستم
که چوب نفهمی اش را می خورد!
(سید وحید سمنانی)
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:52 توسط
|
باید با انصاف باشیم،مادر همسر هم یک مادر است.او دوست دارد بچه اش خوشحال وخوشبخت باشد . او هم دوست دارد نوه هایش را ببیند.اگر گاهی نصیحتمان می کند ناراحت نشویم.اگر مادر خودمان نصیحتمان کند ناراحت نمی شویم ولی چه طور است که اگر مادر همسر گاهی نصیحتمان کند،فکر می کنیم او با ما دشمن است وناراحت می شویم.؟اگر کمی بیشتر فکر کنیم وهرچه برای مادر خودمان می پسندیم برای او هم بپسندیم ،بسیاری از اختلافها از بین می رود.چه طور است هفته ای دو سه بار به مادر خودمان سر می زنیم اما هفته ای یک بار به مادر همسر سر نمی زنیم؟
اگر با مادر همسر مهربان باشیم وخوب برخورد کنیم،همان رفتار خوب را همسرمان با مادر ما انجام خواهد داد.وباید بدانیم که هر طور با بزرگتر ها برخورد کنیم فرزندان ما در آینده همان طور با ما برخورد می کنند.
بی ربط(امروز توی اتوبوس یه مادر رو دیدم که برای بهداشتی کردن پستانک بچه اش ،خودش پستانک را در دهانش گذاشت وبعد به بچه داد .خانمی می گفت بزاق دهان مادر بهداشتی اش می کند.)( راستی
3 جستجوگر در یک سایت را به شما معرفی می کنم،که ببینید من تنها خور نیستم.)این هم آدرسش:www.tripleme.com
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:20 توسط
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:46 توسط
|
هنگام روبوسی کردن با یک عینکی دیگر مثل خودمان احساسی به ما دست میدهد که می ترسیم این احساس وفکر ما یکدفعه از دهانمان بپرد وبه آن نفر که آدم با شخصیتی است بگوییم.
(یادآن بزهای کوهی می افتیم که باهم جنگ می کنند وصدای تق تق برخورد شاخهایشان را می شنویم.)
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:21 توسط
|
بی انصافی می کند بنده من با من.مرا می خواند ومن حیا می کنم که پاسخش را نگویم و استجابتش ننمایم.و بنده نافرمانی ام را می کند وحیا نمی کند.
(از کتاب متقین،سید مهدی شجاعی)
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:9 توسط
|
مطالعات دانشگاه
پزشكي ويسكانسين نشان ميدهد كه تمرين مهرباني و دلسوزي بطور منظم از طريق
تمرينات تمركز ذهني مغز را به فعاليت واداشته و افراد را با ديگران همدل
ميسازد.
مديتيشن روي نواحي خاصي از مغز تاثير گذاشته و فرد را مهربانتر،
دلسوزتر و با محبتتر ميكند. در نتيجه فرد نسبت به ديگر افراد جامعه
حساستر ميشود.
ما
ميتوانيم از اين انعطافپذيري مغز سود برده و با تمرين اين خصوصيتها را
تقويت كنيم. با مقايسه 16 فرد عادي و 16 راهب تبتي كه بيش از 10 هزار ساعت
مديتيشن كار كرده بودند و مورد بررسي فعاليتهاي مغزي قرار گرفتند مشخص شد
نواحي از مغز كه مسوول احساسات هستند بطور قابل ملاحظهاي متفاوتند.
دانشمندان معتقدند كه اين روش ميتواند براي جوامع امروزي بسيار سودمند
باشد.
چنانچه مردم روش «مراقبه دلسوزي» را تمرين كنند نسبت به ديگر افراد جامعه توجه بيشتري كرده و كمتر مايل به خشونت ميشوند.ا
(کپی شده از روزنامه جام جم)
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 15:3 توسط
|
ای نادون :
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 10:4 توسط
|
زندگی...نهری است روان در بستر زمان ،که از چشمه گهواره آغاز می شود وبه اقیانوس بیکران مرگ ختم می شود. در این میان،محبت هاست که می ماند.
مثل خورشید باش و به دیگران گرما ونور بده.
مثل شعله باش که رو به بالا می رود.
مثل آب زلال باش وجاری.
مثل سنگ مقاوم باش.
مثل نسیم آزاد ورها باش.
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 7:39 توسط
|
روزی صحبتی از پیری بود.نورالدین جهانگیر ،چهارمین پادشاه گورگانی هندی،فی البداهه گفت:چرا خم گشته می گردند پیران جهان دیده؟
((نورجهان))فوری گفت:به زیر خاک می جویند ایام جوانی را.
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 9:4 توسط
|
کاش می شد هیچ مسئولیتی نداشتم،نه کسی منو دوست می داشت نه من کسی رو دوست می داشتم،وجایی می رفتم که فقط سکوت بود.وهیچ آدمی غیر از من اونجا نبود.
(آقا؟میشه یه سی دی غمگین بذارین؟)
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:7 توسط
|
نرگس:بابا؟الان چه میوه ای ارزونه؟
باباش:چه می دونم ،میوه مرگ!
نرگس: کفن ودفن هم خرج داره،و وقتی هم که می خوای بمیری باید فکر دیگران را هم بکنی که باید قرضا وخر ج ومخارج عزاتو بدن.!!!
+
نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 8:27 توسط
|
مردم دنیا دودسته اند:
یک دسته به بازار جهان می آیند وخود را می فروشند وبرده می سازند.
دسته دیگر نیز در این بازار خود را می خرند وآزاد می کنند.
(حضرت علی(ع))
+
نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 13:57 توسط
|
گفتم بهار:
بهار
خنده زد و گفت ای دریغ!
دیگر بهار رفته نمی آید.
گفتم پرنده
گفت در اینجا پرنده نیست.
یک گل که باز کند لب به خنده نیست.
گفتم درون چشم تو دیگر.
گفت:
آن ناب باده های مستی دهنده نیست
اینجا به جز سکوت سکوتی گزنده نیست.
(
دوستی گرامی این شعر را فرستادند وسروده حمید مصدق می باشد.)
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 4:47 توسط
|
بسیار ارزشمند شده ایم!!!
زیرا به دندان پزشکی رفته وخیلی هزار تومان خرج دندان هایمان کرده ایم.!!!!
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 2:54 توسط
|
بدهکاری یه عالمه
خط فقر190هزار تومن
مسافرت پول می خواهد
صف شیر طولانی است وگوشت یخی هم
برای دانشگاه فرزندمان نگرانیم
شوخی نکنید مگر دختر جهاز هم می خواهد
دعوت قبول نمی کنیم تا نیایند
آخه سر سفره فقط نفت داریم
آب و برقمان قطع خواهد شد
گوجه فرنگی نمی خوریم ومیوه ونان هم
اینترنت مالزی 16 برابر ما است بعضی ها می گویند بیشتر ومجانی
باید قناعت داشته باشیم وفرهنگ هم.
در آن بالادست آنها به هم افتاده اند
سوخته ماییم ودیگر هیچ...
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:52 توسط
|
بعد از کشف جدید آقای رییس جمهور ،که گرانی مسکن بود کاشف به عمل آمد که پسر ایشان ازدواج کردند.وبه این جهت بوده که ایشان خبر دار شده اند.منتظر کشفهای دیگر ایشان هستیم.البته فکر نمی کنم پسر شان دنبال کار بگردند ،پس انتظار نداشته باشید در مورد معضل بیکاری جوانان کشفی صورت بگیرد.
در همین راستا آیت الله مهدوی کنی فرمودند که
مردم زیاده خواه هستند.!!!!بچه:مامان من گرسنمه ،چرا غذا نداریم ،چند روزه همش نون خالی بهمون میدی ،من دلم میوه میخواد .
مامان:کوفت بخوری الهی ،کارد به اون شکمت بخوره،چه قدر تو زیاده خواه هستی؟؟!!!!!!!
+
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 12:32 توسط
|
اکنون ما در وضعی هستیم که گذشته غرب آینده ماست،وچون نه با گذشته ی قومی خود ونه با گذشته غرب تماس حقیقی نداریم،این آینده موهوم است وبه همین اعتبار ...ما بی تاریخ هستیم .
(رضا داوری)نویسنده
+
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 12:15 توسط
|