تبليغاتX
... ما می گوییم
همه جور مهریه شنیده بودیم اما این یکی رو تازه شنیدیم:

آقای علیرضا افتخاری مهریه دختر بزرگشون رو 350  تا غزل قرار دادند که باید حفظ شود،وداماد تاکنون250 غزل را حفظ کرده .وبرای دختر کوچک ،12جزء قرآن ،که داماد تا کنون 8 جزءرا حفظ نموده است.

گرچه حفظ کردن هم خیلی سخته امابازم از خیلی از مهریه های دیگه آسونتره.خدا رو شکر مرد نبودم که مهریه بدم.
می گفت یه خانمی مهریه اش،چند هزار شاخه گل بوده،کارشون به جدایی می کشه،خانمه بند می کنه که مهریم رو باید بدی،آقاهه هم کامیون دار بووده رفته از مزرعه گل ،تمامچند هزار شاخه گل رو یک جا آورده ودم در خونه خانمه خالی کرده و گفته بفرما!!!این مهریه عشقولانتون!!!

پس حواستون باشه چی مهریه می ذارین!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 1:50  توسط   | 

یکی در یک برنامه تلوزیونی می گفت:

پدر و مادر را باید کتک زد ،چون آنها روی اعصاب ما راه می روند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 22:21  توسط   | 

   :چی شده  این قدر صورتتون نورانی و روشنه؟

   _امروز صبح رفتم حمام.!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 8:16  توسط   | 


"من قبلا فکر می کردم یوسف آدم بسیار قشنگی بوده تا آنجا که زنها با دیدن او دستهایشان را بریده اند، و در روز قیامت خدا او را به ما نشان می دهد. ولی از جمعه ی هفته ی پیش فهمیدم که اشتباه فکر می کرده ام و قرآن شوخی کرده که او قشنگ است، چیزی که باعث شد آنها دستشان را ببرند منظر کریه او بوده است."

یعنی یه دونه پسر قشنگ تو این مملکت پیدا نشده که بذارن نقش یوسف!  O_O
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 21:42  توسط فاطمه  | 

لحظه ها را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم،غافل از آنکه خوشبختی همان لحظه هایی بود که گذشت.

(دکترعلی شریعتی)
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 10:7  توسط   | 

عید همه مبارک.

 یک پیامک:

(ماه رمضون تموم شد و درهای رحمت داره کم کم بسته میشه،مواظب باشید لای در گیر نکنید.)



+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 0:53  توسط   | 

عکس زیر توسط یک خبرنگارهندی از یک زن هندو درحال شیر دادن همزمان به طفل خود و یک آهوبره یتیم گرفته شده که جایزه طلای بهترین عکس مطبوعاتی را نصیب عکاس کرده است.

 منبع:gorbeh-irani.persianblog.ir

 


+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 20:57  توسط   | 


موضوع انشا:چگونه با پدر مادر و معلم خود برخورد کنیم.

مادر خیلی از ما نگهداری می کند. وپدر خیلی از خوب است ولی معلم مارا کتک می زند ولی درس های مان تا صحبت کرده باشیم کتک می زند.و ما خیلی ناراحت می شود  ولی مادر مارا کتک می زند ولی ما هم از آن ناراحت هستم و پدر هم مارا خیلی دوست دارد.ما باید به پدر و مادر خود وبا معلم با مهربانی صحبت کنیم.مثلابه پدر و مادر خود نیکی کنیم.باید با پدر ومادر ومعلم خود باید خوش رویی کنیم واز آنها تعریف کنیم. وشخصیت آنها را والا بداریم وبه شخصیت آنها احترام بگذاریم به پدر ومادر خود نیکی کنید.وقتی معلم درس می دهد به آن گوش دهید.باید به معلم احترام بگذاریم. وپدر هرچه را به ما گفت باید هر آن ها را گوش دهید.



-------------------------------------------------------------------------------
یک موضوع دیگر:وظیفه دانش آموزان در محیط خانه و اجتماع ومدرسه چیست؟تحقیق کنید.

در محیط خانه به پدر ومادر در کار کمک کنیم ودر اجتماع درس هایمان را بخوانیم تا که در آینده فردی مفید برای جامعه باشیم مثلا معلم شویم تا که به مردم درس دهیم تا در آینده دکتر شویم.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 5:27  توسط   |