تبليغاتX
... ما می گوییم
مرد:خانم !ناهار چی داریم؟
زن:حاضری.
مرد:بابادیروز هم که حاضری داشتیم!
زن :بـَده که هر روز ناهار حاضره!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 1:2  توسط   | 

آنها بازیگرانشان را گریم می کنند تا زیبا شوند .اینها بازیگرانشان راگریم می کنند تا زشت شوند.

( من که دیگه تجربه نمی نویسم.خریدار نداره!!)
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 12:24  توسط   | 

معرفت را از درخت بیاموز ،که حتی سایه اش را از سر هیزم شکن هم بر نمی دارد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 11:51  توسط   | 


یه شب داشتم تست ادبیات می زدم، که این سوال بامزه به چشمم خورد .مربوط به یکی از المپیادها بوده، البته سوال خنده دار در در ادبیات زیاد هست.

در بیت « تهمتن بر آشفت و با توس گفت / که رهام را جام باده ست جفت» منظور از مصراع دوم چیست؟

1- رهام دو جام شراب را با هم می نوشد
2- رهام خوشگذران است و مرد جنگ نیست
3- رهام بسیار شرابخوار است
4- رهام شبها بدون شراب نمی خوابد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 23:47  توسط فاطمه  | 

یادتونه وقتی کوچیک بودیم

همیشه می گفتین،انشاالله عروسیتون؟

حالا وقتشه،قدمتون رو چشامون.
_________________________________
(نه یادمون نیست.اصلا نمی گفتیم که یادمون باشه!!)
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 23:40  توسط   | 

سلام.

میشه ما رو هم بطلبی امام رضا؟ دلمون برات پر می زنه ،مثل دل کبوترات.


+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 20:22  توسط   | 

همه ی ما سرعت نور را می دانیم.اما آیا بین ما،کسی هست که سرعت تاریکی را بداند؟
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 13:59  توسط فاطمه  | 

پنج شنبه شب،یک فیلم خیلی قشنگ توی شبکه یک نشون دادند که   خیلی لذت بخش بود اسم فیلم(خرس)بود.خیلی افسوس خوردم که نتونستم از اول ببینم،اما تکرارشو سه شنبه ساعت11:10 شب نشون میدن البته بعد از سریال پرستاران.ساعت دقیقشو نمی دونم اما توی روزنامه جام جم روز سه شنبه می نویسند .به شما دوستان هم پیشنهاد می کنم .تماشای این فیلم رو از دست ندید.ماجرای فیلم زندگی  یه بچه خرس هست.

(به نظر شمامن هم اگه گاهی از تجربه هام  و کارهایی که بلدم توی وبلاگ بذارم چه طوره؟تکراری نیست؟یا مخصوص وبلاگ من نیست.)
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 21:30  توسط   | 

جهان زیباست،چون تو زیبایی.آن قدر بزرگی که نمی بینمت.



+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 21:24  توسط   | 

 

بچه مهد کودکی به مادر بزرگش:مادر جون الان که توی بیمارستانی،خوب میشی میای خونه،یا میمیری میارنت خونه؟

مادر بزرگه میگفت  هر وقت نوه م به خونم میاد میگه :مامان بزرگ تو کی می میری؟

و نسرین خودمون  به بابای من،البته وقتی 5-6 سالش بود.بابا بزرگ وقتی تو بمیری زمین وآب به کی میرسه؟




+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 21:24  توسط   | 

برای ستایش تو

همین گل وسنگریزه کافیست ،

تا از تو بتی بسازم.

(شمس لنگرودی)
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 13:45  توسط   | 

توجه:

توقف بیجا مانع کسب است.لطفا ناراحت نشوید،اگر هم ناراحت شدید .فدای سرمان.اگر لباس داری بایست و گرنه برو.

با تشکر:مدیریت خشکشویی
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 11:51  توسط   | 

با اینکه دلم پر حرفه،اما انگار چیزی برای گفتن ندارم.
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 23:21  توسط   |